۩۞۩ آتش ب اختیار ۩۞۩ - مهدویت مطلقه یا مهدی موعود

فال

کلیپ موبایل

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

۩۞۩ آتش ب اختیار ۩۞۩
ما سرباز لشکر عشق سید خامنه ایم ...

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت


بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 12 شهریور 1390

‌در همه ادیان مسئله ظهور موعود غایب پیش بینی شده است همه انبیاء و اولیاء وعده داده اند كه در آخر الزمان یعنی پایان خط انبیاء، شخصیتی الهی كه دارای مقام ولایت مطلقه و رسالت الهیه باشد ظهور خواهد كرد و جهان را از دوئیت و نفاق به سوی صلح و وحدت رهنمون خواهد شد. مهدی موعود در عصر خود مهدیان نوعی را جذب و متحد و تسلیم خواهد كرد و بر آنها غالب خواهد شد.

در هر دین و مذهبی مهدی موعود بنام و مشخصاتی خوانده می شود و همه پیروان ادیان در انتظار ظهور این قائم و راهنمای الهی هستند.مایقین داریم كه هنوز این ظهور در جهان صورت نگرفته است و آنها كه ادعای ولایت مطلقه و مهدویت كلیه كرده اند مدعیانی بیش نبوده اند كه باید آنها را تكذیب كرد زیرا ادعایشان با دلیل توام نبوده است و می بینیم كه جهان روی صلح وحدت ندیده و بشریت متفرق هستند و كثرت به جای وحدت و یگانگی و همبستگی در جهان حكومت می كند. جهان بشریت در اتش نفاق و استعمار و استثمار می سوزد و ظلم و بیداد جای عدل و داد را گرفته است همه ناراحت هستند و در انتظار منجی عالم بشریت دقیقه شماری می كنند.

آن روز نزدیك است كه خداوند حی منان بر بشریت منت بگذارد و حقیقت جویان را از زلال معرفت سیراب و مستفیض فرماید، جهان را صلح و وحدت ببخشاید و طبیب اعلم الهی برای معالجه بیماران بشریت قدم بر دیدگان همگان بگذارد، بكوشیم تا زمین را آماده قدوم مصلح جهان بسازیم و خود را شایسته پیروی از آن امام بحق گردانیم.

تذكر : خوشبختانه همین روزها كه این مقاله را تقریر می كردیم درباره مهدویت عامه و مهدویت خاصه درس می گفتیم كتابی زیر عنوان "یاد نامه استاد شهید مرتضی مطهری" كه زیر نظر استاد و دانشمند محترم دكتر سید عبدالكریم سروش تهیه شده واز سوی سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی به مدیریت برادر عزیزمان آقای علی محمدی اردهالی انتشار یافته است به مقاله ای برخورد كردیم زیر عنوان "رساله لب الباب در سیر و سلوك اولی الاباب" از تراوشات علامه فقید عارف بالله شخصیت روحانی بی نظیر معاصر شادروان استاد سید محمد حسین طباطبائی صاحب "تفسیر المیزان" كه با مقدمه و كوشش عارف وارسته اقا سید محمد حسین حسینی تهرانی تدوین گردیده است . در صفحه دویست وچهل وچهار این كتاب و در بند بیست و یك این رساله درباره ولایت عامه و خاصه یا مهدویت عامه و خاصه نوعیه و مطلقه چنین آمده است:

 "شیخ و استاد و آن بر دو نوع است استاد عام و استاد خاص استاد عام آنست كه به خصوصه مامور به هدایت نباشد و رجوع به او از باب مراجعه به اهل خبره و در تحت عموم "فاسئلوا اهل الذكران كنتم لا تعلمون" بوده باشد و لزوم رجوع به استاد عام فقط در ابتدای سیر و سلوك است و وقتی كه سالك مشرف به مشاهدات و تجلیات صفاتیه و ذاتیه شد دیگر همراهی او لازم نیست.

اما استاد خاص آن است كه به خصوصه منصوص به ارشاد و هدایت است و آن رسول خدا و خلفای خاصه حقه او هستند و سالك را در هیچ حالی از احوال از مرافقت و همراهی استاد خاص گریزی نیست اگر چه به وطن مقصود رسیده باشد. البته مراد همان مرافقت باطنی امام است با سالك نه همراهی و مصاحبت در مقام ظاهر چون واقعیت و حقیقت امام همان مقام نورانیت اوست كه سلطه بر جهان و جهانیان دارد.

اما بدن عنصری او گر چه آن نیز با سایر بدنها امتیاز دارد لكن آن منشاء اثر و متصرف در امور كائنات نیست و برای توضیح این نكته متذكر می گردد كه آنچه در عالم خلقت تحقق می یابد منشاء آن صفات و اسماء الهیه است و حقیقت امام همان اسماءو صفات خداست. بنابراین اصل فرموده اند كه چرخ عالم هستی و افلاك و همه كائنات بدست ما حركت می كند و آنچه واقع شود باذن ما واقع می شود "بنا عرف الله بنا عبدالله".

بنابراین سالك در حال سیر در مراتب نورانیت امام علیه السلام سلوك می نماید و به هر درجه ای كه صعود كند و در هر مرتبه ای كه باشد امام علیه السلام آن مرتبه را حائز بوده و با سالك در آن درجه و مرتبه معیت دارد و هم چنین بعد از وصول نیز مرافقت امام لازمست چون اداب كشور لاهوت را نیز باید به سالك بیاموزد . بنابراین مرافقت امام در هر حال از شرائط مهمه بلكه از اهم شرایط سلوك است.

در اینجا نكاتی است بس دقیق كه در بیان نیامده و فقط باید خود سالك بوسیلة آن حقایق را دریابد محیی الدین عربی نزد استادی رفت و از كثرت ظلم عصیان فراوان شكایت نمود استاد فرمود: به خدای خود توجه كن سپس چندی بعد نزد استادی دیگر رفت و همچنان از بیداد و شیوع معاصی سخن گفت. استاد فرمود: "به نفس خود توجه كن" در این موقع ابن عربی گریه آغاز كرد و اختلاف پاسخها را از استاد جویا شد. استاد فرمود: "ای نور دیده جوابها یكی است او تو را به رفیق دعوت كرد و من تو را به طریق دعوت می كنم" باری این داستان را برای آن آوردیم كه دانسته شود، سیرالی الله منافاتی با سیر در مراتب اسماء و صفات الهیه كه همان مقام امام است ندارد بلكه بسیار نزدیك است و بلكه حقا یكی است و در آن مرحله دوئیت یافت نمی شود بلكه هر چه هست نور احدیت است كه نور خداست.

غایه الامر از آن نور به تعبیرات مختلفه سخن می رود گاهی به اسماء و صفات الهیه و گاهی به حقیقت یا نورانیت امام از آن تعبیر می كنند:

عبـا راتنــاشتـی و حسنـك واحــد                    و كـل الـی ذاك الـجمـال یشیــر

اما استاد عام شناخه نمی شود مگر به مصاحبت و مرافقت با او در خلاء و ملاء تا بطور یقین برای سالك واقعیت یقین او دستگیر شود و ابدا" به ظهور خوارق عادات اطلاع بر مغیبات و اسرار و خواطر افراد بشر و عبور بر آب و اتش و طی الارض و الهواء و استحضار از آینده و گذشته و امثال این غرائب و عجائب نمی توان پی به وصول صاحبش برد، زیرا كه اینها همه در مرتبه مكاشفه روحیه حاصل می شود و از آنجا تا سر حد وصول و كمال راه، بینهایت است و تا هنگامیكه در استاد تجلیات ذاتیه ربانیه پیدا نشود استاد نیست  و به مجرد تجلیات صفاتیه و اسمائیه نمی توان اكتفا كرد و آنها را كاشف از وصول و كمال دانست.

منظور از تجلی صفاتی آنست كه سالك صفت خدا را در خود مشاهده كند و علم یا قدرت و یا حیات خود را حیات و علم و قدرت خدا ببیند. مثلا" چیزی را كه می شنود ادراك كند كه خدا شنیده.

و او سمیع است و چیزی را كه می بیند، ادراك كند كه خدا دیده.

و او بصیر است و یا در جهان علم را منحصر به خداوند كند و علم هر موجودی را مستند به علم او بلكه نفس علم او مشاهده كند.

مراد از تجلی اسمائی آن است كه، صفات خدا را كه مستند به ذات او هستند در خود مشاهده كند( مثل قائم ، سمیع ، بصیر ، حی و قدیر و امثال اینها.) مثلا" ببیند كه علیم در عالم یكی است و او خدای متعال است و دگر خود را در مقابل او علیم نبیند، بلكه علیم بودن او عین علیم بودن خداست، یا ادراك كند كه حی و زنده یكی است و او خداست و خود او اصلا" زنده نیست بلكه زنده خداست و بس.

بالاخره وجدان كند كه "لیس القدیر و العلیم و الحی الاهوتعالی و تقدس" البته ممكن است تجلی اسمائی در خصوص بعضی از اسما الهیه صورت گیرد و هیچ ملازمه ای در بین نیست كه چـون در سالك یـكی یا دو اسم تجلی كرد حتما باید بقیة اسماء تجلی كند.

اما تجلی ذاتی آن است كه ذات مقدس حضرت باریتعالی در سالك تجلی نماید. و آن وقتی حاصل می شود كه سالك از اسم و رسم گذشته باشد و به عبارت دیگر بكلی خود را گم كرده و اثری در عالم وجود، از خود نیابد و خود و خودیت خود را به خاك نسیان سپرده باشد.

"و لیس هناك الا الله" در این موقع دیگر ضلال و گمراهی برای چنین شخصی متصور نخواهد بود زیراتا ذره ای از هستی در سالك باقیست هنوز طمع شیطان از او قطع نشده است، و امید اضلال واغوای او را دارد. ولی وقتی كه به الله تبارك و تعالی سالك بساط خودیت و شخصیت را در هم پیچید و قدم در عالم لاهوت نهاد و در حرم خدا وارد شد، لباس حرم در بر كرد و به تجلیات ذاتیة ربانیه مشرف آمد، ‌شیطان دندان طمع را از او كنده و در حسرت می نشیند . استاد عام باید بدین مرتبه از كمال برسد والا به هر كسی نتوان سر سپرد و مطیع و منقاد گشت.

هـزار دام به هر گام این بیابانست            كـه از هـزار هـزاران یكی از آن نجهــند

بنابر این نباید در  مقابل  هر  كسی كه متاعی عرضه می كند و بضاعتی ارائه می دهد و كشف و شهودی ادعا می نماید سر تسلیم فرود آورد. بلی درجائی كه تحقیق و تدقیق در حال استاد و شیخ متعذر و متعسر باشد باید توكل به خدا نموده و آنچه را كه او بیان می كند و دستور می دهد با كتاب خدا و سنت رسول خدا و سیرة ائمة طاهرین صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین سنجد اگر موافق بود عمل نماید والا ترتیب اثر ندهد. بدیهی است چون چنین سالكی با قدم توكل بخدا گام بر می دارد . شیطان بر او سلطه نخواهد یافت.

"انه یس له سلطان علی الذین امنوا و علی ربهم یتوكلون انما سلطانه علی الذین یتولونه والذین هم به مشركون."

منبع سایت : www.parsbook.org




طبقه بندی: مهدویت، 
برچسب ها: مهدویت، مهدی، ولی امر، ولی عصر، موعود، ولایت، عصر ظهور، ظهور، قائم، مهدویت چیست؟، مهدوی،
ارسال توسط سرباز فدایی ولایت
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
كدام یك از موضوعات این وبلاگ را بیشتر می پسندید ؟










صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
محبوبیت در گوگل

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic