تبلیغات

۩۞۩ زنبور سرخ ۩۞۩ - شهرستان «خوی» از دیروز تا امروز

فال

کلیپ موبایل

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

۩۞۩ زنبور سرخ ۩۞۩
ما سرباز لشکر عشق سید خامنه ایم ...

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت





پرونده:Khoy County.png
مقدمه
         
شهر خوی با پیشینه تاریخی طولانی، موقعیت طبیعی و جغرافیایی کم نظیر، ریشه های فرهنگی عمیق، قابلیت های اقتصادی فراوان و جمعیتی روز افزون، در حال حاضر دارای کالبدی در خور ویژگی های مهم است. طی سالیان طولانی، مهمترین مرکز فعالیت و تجارت در سطح فرا منطقه ای بوده و با داشتن بازاری فعال و زنده و در حال رشد از شهرهای مهم شمال استان به شمار رفته و شهرهای ماکو، شوط، سیه چشمه، قره ضیاء الدین، پلدشت سلماس و بخش های مجاور را از لحاظ خدماتی، درمانی، ورزشی و اداری را پوشش می دهد.
از طرفی گسترش فعالیت های خدماتی با زمان همگام نبوده و پاسخگوی نیازهای فعالی نیست. مراکز فرهنگی شهر طی چند دهه گذشته نه تنها افزایش نیافته بلکه معدود مراکز فعلی نیز در اختیار ارگانهای غیر فرهنگی قرار گرفته است. آثار و ابنیه تاریخی ، مورد بی مهری قرار گرفته و در معرض آسیب های کالبدی و عملکردی قرار گرفته اند. در چنین وضعیتی افزایش سریع جمعیت و بالطبع افزایش جمعیت جوان، هجوم جمعیت از نواحی اطراف، گسیختگی فرهنگی، گسترش شهر بدون گسترش فرهنگ شهر نشینی، بر مسائل و مشکلات شهر افزوده است. کالبد فیزیکی شهر در سطح گسترش می یابد در حالیکه محتوای درونی آن رشد نمی کند. طی دهه های گذشته وسعت شهر چندین برابر شده ولی مرکز شهر همچنان محدود باقی مانده است. این در حالی است که توانمندی های اقتصادی شهر افزایش یافته و رونق آن بیش از گذشته شده است.
موارد نامبرده و آگاهی از این امر که شهر گسترده امروز نیازمند مرکزیت گسترده و قوی است، ما را بر آن می دارد که در جستجوی راهنمایی برای حل معضلات کالبدی، عملکردی و فضای شهری خوی برآئیم.
وضعیت موجود نشان می دهد که مرکزیت شهر ناگزیر باید توسعه یافته و سطوح بیشتری به عملکردهای عمومی اختصاص پیدا کند. از طرفی چون مرکزیت شهر در بافت تاریخی شکل گرفته عامل مهمی در  احیاء و باز زنده سازی بافت با ارزش تاریخی می تواند باشد و با مطالعه نواحی و محلات مختلف شهر و آگاهی از ویژگی های هر کدام و مطابق تشریح گزارش تفصیلی می توان حریم بافت تاریخی را مناسبترین و مستعد ترین مکان برای توسعه مکان های فرهنگی و ارزشی در نظر گرفت.
         
بررسی ویژگیهای تاریخی شهر:
 
شناخت تاریخچه
         
شهر خوی كه نام باستانی پهلوی آن گواه دیرینگی تمدن در آن است، در زیر پای رشته كوههای سر به فلك كشیده » اورین « قرار دارد، نام این كوه هم از زبان پهلوی و منسوب به » اور « صورت كهنه ابراست.در سایه همین كوه است كه جلگه خوی بعد از كرانه های دریای خزر پرباران ترین مناطق ایران است و به همین سبب از كهن ترین روزگاران آباد و مسكون بوده است.
ویژگی دیگر رشته كوههای اورین این است كه همواره مرزگاه طبیعی اقوام ساكن دو سوی آن بوده و شهر خوی در كنار آن بیش از هزار سال شاهد جنگ ها و مهاجرت ها و پذیرایی كاروان ها بوده و همچون مرزبان وفاداری در برابر هجوم ها ایستاده و زخم ها خورده است .
آخرین سال های طلائی خوی در دوره كریم خان زند بود كه امیران دنبلی )احمد خان و حسین خان( در خوی امارت داشتند و شهرهای مجاور را تابع خوی كردند و آن را به صورت یكی از شهرهای مهم و معروف آن عصر درآوردند. از یك سو با برقراری عدالت اجتماعی و تأمین امنیت كاروان ها و جمع آوری مالیات از شهرهای مجاور ، اقتصاد خوی را رونق بخشیدند و از دیگر سو با جلب شاعران و ادیبان و دانشمندان به این شهر و حمایت از آن ها یك كانون مهم فرهنگی به وجود آوردند.
شهر خوی بارها از آبادی و رونق و ثروت برخوردار بوده و متون تاریخی از اهمیت و اعتبار آن و رفاه مردمش حكایت ها دارند و » زرخوی « ،‌‌ » دیبای خوی « و » گل سرخوی‌ « مضامین زیبایی در اشعار شاعران پدید آورده است. اما با كوشش مداوم دنبلی ها و عباس میرزا در آبادانی خوی این شهر به جایی رسید كه آن را » عروس شهرهای ایران «  نامیدند و در دوره قاجاریه كه هر یك از شهرها لقبی داشتند ، خوی لقب » دارالصفا « یافت. تا عباس میرزا زنده بود حكومت خوی با او یا با دایی اش امیرخان سردار بود، بعد از آن هم یكی از پسران پادشاه وقت از تهران فرمان حكومت خوی را دریافت می كرد.
          
وجه تسمیه
         
بحث بر سر وجه تسمیه اسامی بلاد و کلاً اماکن جغرافیایی امر تازه‌ای نیست و کاری است که در تمامی دنیا به شکل علمی انجام می شود و کار پسندیده ای نیز شمرده می شود.
اما در کشور ما و خصوصا در طی هفتاد ـ هشتاد سال گذشته این امر آن حالت صرف علمی خود را از دست داده و موردی برای اثبات فزون خواهی ها و برتری طلبی های عده‌ای از هموطنان گشته است.

وجه تسمیه «خوی» نیز متاسفانه از این تنگ نظری ها بر کنار نمانده است.
 
1. ارامنه در اوایل قرن بیستم میلادی نیز برای رسیدن به اهداف شان مانند بسیاری از اسامی جغرافیایی آذربایجان، خوی را کلمه‌ای ارمنی می دانند به معنی قوچ. البته پاسخ آنها را جناب مهدی آقاسی در تاریخ خوی داده اند . چرا که خود ارامنه این شهر را در طول تاریخ «هیر» نامیده‌اند و همین مؤید این مطلب است که واژه «خوی» ریشه در زبان ارمنی ندارد، چرا که اگر داشت لااقل باید خودشان آن را به کار می‌بردند.
 
2. دستگاه رسمی دولتی در دوران پهلویها و جناب آقاسی مؤلف کتاب ارزشمند «تاریخ خوی» ریشه این کلمه را در زبان پهلوی، فارسی و کردی جستجو کرده اند و عنوان نموده اند که خوی واژه ای است به معنی نمک. حال آنکه صرف وجود کلمه ای مشابه «خوی» در زبان فارسی دلیل آن نمی‌شود که ما ریشه نام شهر خوی را از آن بدانیم. بلکه باید این واقعیت با سایر واقعیتهای منطقه ای نیز همخوانی داشته باشد. (توجه شود که در سطح کره خاکی نقاط متعددی وجود دارند که نام آنها تشابه لفظی با نام خوی دارد، حال آنکه هیچ ارتباط و پیوند تاریخی ـ فرهنگی مابین آنها و خوی وجود ندارد.) اینکه آیا ملل فارس زبان و کرد زبان در برهه ای از تاریخ در این سرزمین سکونت داشته اند که اینجا را با نامی منبعث از زبان خود نام دهند، مساله ای است که تا به حال از سوی مورخین بی‌غرض تایید نشده است. درست است که زبان فارسی از قرون پنجم و ششم در آذربایجان در کنار زبان عربی به عنوان زبان ادبی به کار گرفته شده است، ولی این بدان معنی نیست که مردم آذربایجان نیز به زبان فارسی و یا یکی از منشعبات آن ـ مثلاً کردی ـ سخن می گفته اند. مساله دیگر آنکه همان واژه ای که در زبان فارسی معنی نمک می دهد و در شاهنامه فردوسی نیز با مفهوم عرق تن آمده است در اصل دارای تلفظی شبیه خَی khay است نه khoy  و بعدها در سده های اخیر به صورت خوی khoy  تلفظ می شود.
مساله دیگر آنکه حتی امروزه نیز نام مکانی را نمی توان یافت که «نمک» و یا هم معنی آن باشد. شاید بتوان اسامی مرکبی را یافت که واژه نمک و دوز و سلت و ملح و ... در آنها باشند ولی اینکه نام یک منطقه جغرافیایی را فقط «نمک» یا معادل آن بگذارند امری بعید و بی‌بنیان به نظر می رسد.
ریشه‌یابی نام خوی در واژه فارسی ـ پهلوی «خَی khay » چنان بی‌اساس بود که جناب دکتر محمدامین ریاحی مؤلف محترم کتاب «تاریخ خوی» در کتاب خود زیاد بر روی آن اصرار نورزید و به دنبال پیشنهاد و جایگزین بهتری گردید.
 
3. جناب آقای صدرایی خویی در کتاب سیمای خوی نیز پیشنهاد دیگری برای ریشه یابی کلمه خوی ارائه دادند و آن این بود که آن را مأخوذ از کلمه «قویون ـ قوی» ـ در ترکی معنی میش و گوسفند می‌دهد ـ دانستند که با توجه به ترک تبار و ترک زبان بودن مردم شهر خوی پیشنهاد جالبی بود.
منتهی ذکر نام خوی از همان سالهای آغازین دوره اسلامی به همین شکل فعلی آدمی را بر این می دارد که ریشه کلمه خوی را در زبانهای مرده قبل از میلاد جستجو کند. کاری که دکتر ریاحی و بعدها جناب نصیری ـ در کتاب خوی در گذر زمان ـ بر روی آن کار کردند، هر چند که به نتیجه قطعی نرسیدند.‌
ذکر واژه «اولخو» و «حویه‌وه» در سال‌نوشته‌های آشوری، نیز «حویله» در کتاب مقدس و مطابقت تقریبی محل آنها با همین شهر و منطقه خوی لااقل نشان دهنده این است که باید برای نام خوی ریشه یابی دقیقی صورت گیرد. در کتاب «خوی در گذر زمان» گرچه در حدود 12 صفحه در مورد نام خوی بحث شده است ولی با وجود مطالب زیبا و کارآمد در نهایت برای واژه خوی معنای مستقلی عنوان نشده است. این هم چندان دور از انتظار نبوده است. چرا که تا زمانی که کاوشهای باستان شناسی در منطقه ما صورت نگیرد و آثار مکتوب از آن دوران به دست نیاید و زباندانانی بی طرف به مطالعه آنها ننشینند همچنان نام خوی در هاله‌ای از ابهام خواهد ماند. (چنانکه کسروی نیز به این موضوع وقوف داشته است.)
چندی پیش جزوه ای منتشر شد که در گوشه ای از آن در مورد وجه تسمیه خوی مطلب تازه ای نوشته شده بود. اینکه کلمه «خوی» مفهوم «چوخور» را می رسانَد و این با صفتی که همگی‌مان برای این منطقه به کار می بریم همخوانی دارد. خویی ها خوی را «خوی چوخورو» می نامند معنی آن نیز دشتی است که از مناطق همجوار پایین تر است. با پرس و جو معلوم شد که گویا در زبان سومری ـ که به عنوان اولین بانیان تمدن بشری و نیز اجداد ترکان امروزی شناخته می شوند ـ این واژه وجود دارد و به این معنی به کار می رفته است.
از سوی دیگر ما با دو اسم مشابه به لفظ «خوی» نیز مواجهیم: یکی «خییوو» (نام اصلی شهر مشکین شهر) و دیگر «خیوه» (در ترکستان ـ ازبکستان) جالب آنجاست که آخرین یافته های دانشمندان باستان شناس و مورخین نشان می‌دهد که اقوام سومری از آسیای میانه (ترکستان) با گذر از سرزمین آذربایجان به منطقه بین النهرین رفته اند و در طول این مدت مهاجرت، سالها در آذرباجان رحل اقامت افکنده اند و بسیاری از آنها نیز برای همیشه در آذربایجان ماندگار شده‌اند.
با در نظر گرفتن اینکه منطقه تمدن خیز «آراتتا» ـ مذکور در کتیبه های سومری ـ با منطقه خوی و کلاً غرب آذربایجان و شرق آنادولو منطبق می شود، احتمال اینکه نام «خوی» یک کلمه سومری (پروتو ترکی) به معنی سرزمین و دشت کم ارتفاع و پست بوده باشد زیاد است.
اما در مورد اجداد خویی ها و آذربایجانی ها و ساکنان اولیه این سرزمین نیز اشاره داشته اید به نام قوم «ماد». ولی این نیز با حقایق تاریخی همخوانی ندارد. متاسفانه در دوره پهلوی و به تبع آن بعد از آنها نیز اینگونه عنوان می شد که گویا تاریخ این سرزمین از 2500 سال پیش و با حضور اقوام به اصطلاح آریایی شروع می شود و چنین قلمداد می گشت که این سرزمین قبل از این تاریخ دارای تمدنی در خور توجه نبوده است. حال آنکه تحقیقات دامنه دار مورخین بی غرض و در راس آنها مرحوم پروفسور زهتابی حقایق بسیاری را روشن ساخت. بر این اساس قبل از حضور و شکل گیری اقوام ماد ـ که انتساب آنها به اقوام به اصطلاح آریایی نیز پایه و بنیان درستی ندارد ـ در سرزمین آذربایجان اقوام متمدن و دوران سازی چون هیتی‌ها، هورری ها، قوتتی ها، لولوبی ها، اورارتوها و مانناها زندگی و حکومت می کرده اند و امروزه در آذربایجان هر جا را می کنند فقط و فقط نشانه از تمدن آنها می یابند و بس.
لذا باید اذعان کرد که سرزمین آذربایجان و خوی به عنوان گوشه ای از آن دارای تاریخی بیش از هفت هزار سال است و باید با افتخار و غرور اضافه کرد که اجداد آذربایجانیان امروزی در شکل گیری و رشد تمدن های نامدار جهانی سهم بسزایی داشته اند که این نقش به مرور زمان و با کشفیات جدیدتر روز به روز عیان‌تر می شود.
         
علت ایجاد شهر
         
موقعیت استراتژیك این شهر در یكی از كانون های مهم مرزی كه طی تاریخ همیشه به عنوان مركز حمله دشمن از اهمیت برخوردار بوده است.
 وجود سرزمین حاصلخیز و منابع بالقوه آب و خاك كه خود در حد پتانسیل های موجود جذب جمعیت بوده است. چه بعد از هر بار تخریب در نتیجه زلزله و قتل عام در جنگ و جدال منطقه ای به دلیل وجود استعدادهای خداداد بار دیگر شهر قد راست كرده و غبار ملال را از چهره خود زدوده است.
 استقرار این شهر بر سر راه ابریشم كه یكی از بزرگترین شریان های ارتباطی شرق و غرب بوده و شهر خوی به عنوان مركز تجمیع و توزیع كالا عملكرد دوسویه داشته است.

علت انحطاط شهر:
         
- وقوع چندین زلزله مخرب كه بارها شهر را خالی از سكنه نموده به شرحی كه در متن تاریخ خوی بیان             
   گردید.  
- وقوع جنگ های عدیده با دولت عثمانی كه طی این نبردها خوی 22 بار دست به دست شده است.
 وقوع نزاع های محلی مردم خوی با كردان كه به وسیله ایادی بیگانه تحریك می شدند و دست به قتل و غارت و كشتار هم میهنان خود می زدند.
- وقوع جنگ های مذهبی بین اقلیت های مسیحی و مسلمان كه در این نبردها ارامنه داعیه تشكیل دولت ارمنستان بزرگ را داشته و سرانجام شهر خوی از وجود آنان خالی شد.
- اشغال خوی به وسیله قوای روس كه حتی بعد از انعقاد قرارداد ننگین تركمان چای به عنوان تضمین پرداخت غرامت در اشغال آنان همچنان باقی ماند.
- گشایش كانال سوئز كه راه لندن به هند را 750 كیلومتر كوتاهتر كرد و تجار جاده ابریشم ترجیح دادند از این آبراه به زندگی تجاری خود ادامه دهند.
- وجود چند وبا و بیماری همه گیر كه جمعیت كثیری از سكنه شهر را تلف نمود.
- تغییر اساسی در سیستم حمل و نقل و وسائل ارتباطی كه این امر نیز از رونق تجاری این شهر با عملكرد منطقه ای و ملی بوجه محسوسی كاست.
         
 توسعه شهر در 35 ساله اخیر:
         
شهر خوی طی 35 ساله گذشته همزمان با توسعه شهر نشینی در ایران گسترش یافته است جمعیت این شهر كه در سال 1335 شمسی 34491 نفر بوده در سال 1336 بالغ بر 115343 نفر گردیده و طبق برآوردهای انجام شده این شهر در سال 1370 دارای 144945 نفر جمعیت می باشد. با این ملاحظه جمعیت شهر طی 35 سال گذشته 2/4 برابر گردیده و در فاصله بین هر یك از دهه های سرشماری علاوه بر رشد طبیعی جمعیت تعدادی مهاجر نیز به ساكنان شهر اضافه شده است. منتها طی 20 ساله گذشته آهنگ رشد سریعتر بوده به طوری كه شهر خوی در فاصله سال های 1350 اخرین بازمانده برج و باروی خود را از دروازه های آن كه در جنوب بازار واقع به عنوان یك اثر تاریخی محافظت می شود.
         
                   
خصوصیات جغرافیایی و اقلیمی شهر:
         
موقعیت جغرافیایی شهر و اطراف آن:
         
شهر خوی در بخش حومه شهرستان خوی در مركزیت 5 دهستان به نام های 1- دیزج واقع در شمال 2- ولدیان در مشرق 3- قره سو در جنوب شرقی 4- رهال در جنوب و جنوب غربی 5- فیرورق در مغرب و شمال غربی و در زمینی تقریباً مسطح و با شیب كم احداث شده است.
شهر در موقعیت جغرافیایی 44 درجه و 28 دقیقه طول جغرافیایی و 38 درجه و 56 دقیقه عرض جغرافیایی واقع شده و اختلاف ساعت شهر خوی با تهران 25 دقیقه و 34 ثانیه است یعنی ساعت 12 ظهر خوی ساعت 12 و 25 دقیقه و 34 ثانیه تهران است. وسعت آن در محدوده طرح تفصیلی و توسعه و عمران منقضی شده 1050 هكتار و با در نظر گرفتن ساخت و سازهای پیرامونی خارج از محدوده بالغ بر 1422 هكتار است. جلگه خوی در دامنه جنوب شرقی فلات ارمنستان واقع شده و ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 1139 متر است. از تمام جلگه های مجاور حتی از دریاچه ارومیه پست تر است و به همین جهت در اصطلاح عوام آن را خوی چوخوری ( گودال خوی ) می نامند. حداكثر ارتفاع شهر در غرب به 1150 متر و حداقل آن در شرق به 1080 متر می رسد.
این شهر در 141 كیلومتری شهر ارومیه مركز استان آذربایجان غربی و 143 كیلومتری شهر تبریز مركز استان آذربایجان شرقی و 147 كیلومتری شهر ماكو و 777 كیلومتری تهران واقع بوده و تا مرز تركیه به خط مستقیم حدود 32 كیلومتر فاصله دارد.
 شیب این جلگه از جنوب باختری به شمال خاوری است و شیب شهر به طور كلی از غرب به شرق می باشد. حداكثر ارتفاع شهر در غرب به 1150 متر و حداقل آن در شرق به 1080 متر می رسد.به عبارت دیگر اختلاف ارتفاع غربی ترین نقطه شهر تا شرقی ترین آن 90 متر می باشد.
رود قطور كه از ارتفاعات مرزی تركیه سرچشمه می گیرد در نزدیكی دهكده چاوشقلی وارد دشت خوی شده و در جنوب شهر خوی به دو شاخه تقسیم می گردد كه یك شاخه آن به سمت جنوب و شاخه دیگر به نام قدوق بقان در حاشیه شهر، به سمت شرق جریان دارد. از دیگر منابع آبی این شهر می توان از چشمه خوش بلاغ نام برد كه از طریق نهر خوش بلاغ به سمت شرق شهر جریان یافته و نهایتاً به رودخانه قطور منتهی می گردد.
جهت جریان آبهای سطحی در خوی به طور كلی از غرب به شرق است. كوههایی كه دور تا دور خوی را فراگرفته اند از ارتفاعات غربی ایران محسوب می شوند و در امتداد قله آرارات ( آغری داغ ) قرار دارند. اهم این كوهها عبارتند از كوههای چله خانه، ایواغلی داغ و ارتفاعات دیزج جمشید خان در شمال، كوههای سلطان باستی و اولالین در مشرق و كوههای علی محمد در جنوب شرقی و ارتفاعات طرق داغ و قزل داغ و شلی قرانجل در جنوب و جنوب غربی و رشته كوههاع آلاداغ كه در مغرب شهر واقع است.
  
خصوصیات اجتماعی شهر:
         
خصوصیات اجتماعی محلات:
         
هسته مركزی شهر ویژگی های سنتی خود را دارا بوده و فضاهای اداری، مذهبی، تجاری در مركزیت خود قرار داشته و به دور آن ها فضاهای مسكونی و سایر فضاهای خدماتی متداول در آن روزگاران شكل گرفته است كه ابتدا در حال حاضر نظم كهن كارائی خود را از دست داده است.
 توسعه شهر در خارج از قلعه خوی به صورت پراكنده و موضعی و در واقع در محل ورودی های مختلف شهر از جهات مختلف بوده كه این امر بیان كننده این واقعیت است كه ساكنان هر منطقه بنابر قرابتهای هم روستاگری، هم قومی، هم زبانی، و قرابتهای نسبی و سببی لااقل طی یكصد سال گذشته با حفظ سنت ها و ارزش های خاص خود و برقراری نظام پدر سالاری و ریش سفید و قانونمندی های حمایت از اقربا و خویشاوندان به حیات فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود در این شهر ادامه داده و به تدریج كه هر یك از مناطق مسكونی در نتیجه ازدیاد نسل و روند رو به رشد شهرنشینی از جوانب مختلف گسترش یافته به ناچار شهر در مراحل تكوین سیمای یكپارچه به خود گرفته است.
اگرچه از دوران استقرار مشروطیت تاكنون به دلیل پیدایش نهادهای سیاسی، اداری، اقتصادی و اجتماعی و اعتلای فرهنگ ملی، اعمال حاكمیت منطقی تر شده و بسیاری از حمایت های ملی جایگزین حمایت های خانوادگی گردیده و تحول چشمگیری در نظام و ساختار فرهنگی، اجتماعی خانواده های پدرسالاری ایجاد و ابعاد خانواده ها به سرعت و به كوچك شدن است ولی با همه این احوال تنها ملاك های اقتصادی و اجتماعی به شیوه نو كاملاً چاره ساز نگشته و هنوز هم بسیاری از افراد هم روستا، هم فامیل، هم صنف، هم زبان و هم قوم، صرف نظر از هرگونه ارزش ها و ضوابط اقتصادی و اجتماعی ترجیح می دهند در كنار یكدیگر سكونت نمایند. این موضوع مهم و درخور توجهی است كه می توانند به هنگام واگذاری زمین در قسمت های روبه توسعه شهر از طرف سازمان های مسئول بدان توجه شده و علایق اجتماعی متقاضیان در انتخاب سكونتگاه آینده خود در سازمان كالبدی شهر ( زیرمحلات، محلاف نواحی و مناطق جدید‌ ) مورد رعایت قرار گیرد.
هیچ یك از محلات سنتی بر مبنای اصول شهرسازی جدید و رعایت سلسله مراتب شبكه های معابر اصلی و فرعی، وسعت محله، تعداد جمعیت و توزیع منطقی خدمات احداث نگردیده است.
در سال 1355 برای شهر خوی طرح جامع تهیه شده است كه دوره اجرای آن در سال 1365 منقضی گشته و در حال حاضر مدت 5 سال نیز از دوره اجرای آن می گذرد. اگرچه طرح تهیه شده به وسیله مهندسین مشاور توسعه و عمران تا حدود زیادی با درنظرگرفتن مشكلات وضع موجود شهر از ساختاری منسجم بر مبنای سامان كالبدی ترسیمی برخوردار بوده است، معذالك به دلیل مسائل انقلاب و جنگ تحمیلی آن طور كه باید اهداف موردنظر تحقق نیافته است. از آنجا كه بهرحال منطقه م ناحیه بندی شهر از شیوه ای عملی برخوردار بوده و مورد تصویب مراجع ذیصلاح نیز قرار گرفته است، لذا تحلیل های اجتماعی این بخش بر مبنای تقسیمات طرح تفصیلی ارائه می شود.     
         
نتیجه گیری:
         
با استناد به هرم سنی و جداول درصد بیكاری و میزان سواد شهروندان به راحتی می توان نیاز شهر را به سرمایه گذاری در این بخش توجیه كرد كه هم ایجاد شغل می شود هم اوقات فراغت قشر جوان را سازمان می دهد و در نهایت عاملی برای همگرایی اجتماعی می تواند باشد كه خود مساله حائز اهمیتی است برای بالا بردن سطح آگاهی شهروندان به مسائل گروهی و فرهنگی كه این آگاهی اجتماعی نیز به نوبه خود در كنترل بزهكاریهای فردی و اجتماعی تاثیر بسزایی دارد .






آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نظر سنجی
كدام یك از موضوعات این وبلاگ را بیشتر می پسندید ؟










صفحات جانبی
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
محبوبیت در گوگل

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by Page Rank Checker service